سؤال 3) مي فرمايند: «و اگر رهايم كنيد مانند يكي از شما خواهم بود». چطور؟ يعني كسي كه مسئوليتش از مسئوليت پيامبران هم مهمتر است تا اين حد از مسئوليت فرار مي كند كه خودش را مانند بقية مردم كه مسئوليت ندارند به حساب مي آورند بلكه علاوه بر آن مي فرمايد: (و شايد شنواتر و فرمانبردارتر از شما براي كسي باشم كه حكومت خود را به از مي سپاريد.) 

سؤال 4) حضرت فرمودند: (لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ) «كسي كه حكومت خود را به او مي سپاريد». چرا فرمود حكومت خود را؟ مگر حكومت وام مردم است و آنها اختيار دارند كه به هر كس خواستند بسپارند؟ مگر نه اين است كه امام و خليفه را خداوند عزّوجل تعيين مي كند ومردم هيچگونه حقي در تعيين آن ندارند؟ مگر نمي گويند كه تعين خليفه شورايي نيست؟ مگر نه اين است كه اهل شوري را غاصب ناميدند؟ پس چگونه حضرت علي (ع) مي فرمايد: به هر كسي كه حكومت خود را بسپاريد اطاعت مي كنم «وليتموه» چرا نگفت؟ «ولاه الله» هر كسي را كه خدا تعيين كند من از او اطاعت مي كنم؟ 

سؤال 5) حضرت مي فرمايد: وَ أَنَا لَكُمْ وَزِيراً خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّي أَمِيراً «و من براي شما به وزارت بنشينم بهتر از قيام به امارت است. چطور؟ مگر كسي را كه خدا تعيين كرده، كسي را كه پيامبر صلي الله عَليه و آله و سلم معرفي كرده، كسي كه با دهها و صدها آيه و حديث به امامت تعيين شده مگر دائرة اختياراتش چقدر است كه از پيش خودش از منصب الهي صرف نظر كند و سخاوتمندانه تعارف كند كه اصرار نكنيد وزير بودن يعني همكار و مشاور بودن من براي شما بهتر از اين است كه امير (امام و خليفه) باشم، اگر ايشان از سوي خدا عزّ وجل و پيامبر (ص) تعيين شده بودند پس آيا اظهار مي كند كه مشاور بودن بهتر از امام بودن است مگر تشخيص مصلحت با كيست؟ اين خداوند است كه تشخيص مي دهد امام بهتر است يا مشاور يا اينكه شخص مأمور و مكلف؟ بيائيم بپذيريم كه حضرت علي (ع) معصوم هم بود، مگر معصوم مي تواند با صلاح ديد خودش حكم خدا را تغيير دهد؟ به چه دليل؟ 

عرض كرديم كه قرار نيست ما پاسخ دهيم، كار ما فقط اين است كه نهج البلاغه را كشف اسرار نمائيم، اين خواننده است كه بايد پاسخ بيابد و از عاشقان نهج البلاغه بخواهد كه اين اسرار پيچيده و معماهاي گيج كننده را باز كنند؟