امام علی (علیه السلام): شَرطُ المُصاحَبَةِ قِلَّةُ المُخالَفَة شرط همنشینی کم کردن مخالفت است عیون الحکم و المواعظ، ص298

گوش به قرآن
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (أعراف: 204)
هنگامى كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهيد و خاموش باشيد؛ شايد مشمول رحمت خدا شويد!

قرآن که می خوانند خوب گوش بده و ساکت باش!
شاید بگی: «من وقتی از قرآن سر در نمی آرم, خوبِ خوب هم که گوش بدم چیزی ازش سر در نمی آرم, پس چرا باید به قرآن گوش بدم و یا حتی آن را بخوانم؟! ببخشید ها! قصد بی احترامی به قرآن را ندارم من نوکر قرآن هم هستم ولی این یک واقعیت هست که گفتم, اصلا چرا باید قرآنی که به زبان خودمان نیست هی بخوانیم. لااقل توصیه کنید ترجمه آن را بخوانیم»
وقتی انسان متوجه می شود کتابی هست که خیلی جذاب است و نویسنده ای بزرگ آن را نوشته و خواندن آن می تواند بسیاری از مشکلات فرد را حل کند بگونه ای که برای حل این مشکلات اصلا چاره ای جز خواندن این کتاب نیست, ولی از آن طرف این کتاب به زبان خارجی نوشته شده است. اینجا باید چکار کرد آیا چاره ای جز این هست که فرد باید برود آن زبان خارجی را یاد بگیرد تا بتواند با آن کتاب ارتباط برقرار نماید. آدمها برای حل مشکلاتشان خیلی هزینه می کنند. خب این هم یک هزینه.
قرآن تنها کتابی است که حرف حرف آن درست و حق است. نویسنده آن خداوند است. همه کلمات آن سخنان اوست. شفاء همه دردهای بشر در آن قرار دارد. هیچ تر و خشکی نیست مگر این که در آن از آن سخن گفته شده است. هرچه انسانها به دنیال آن هستند تنها و تنها می توانند در قرآن بیابند.
وقتی قرآن دارای این چنین موقعیتی است چرا انسانها اینقدر نسبت به آن نامهربان و بی توجه هستند؟! آخر چرا؟! اشک انسان در می آید وقتی اینقدر غربت و مظلومیت قرآن را می بیند!!
چرا اینقدر بچه در درس عربی خود ضعف هستند؟ مگر زبان عربی زبان قرآن نیست؟ مگر کتاب آسمانی ما مسلمانان قرآن نیست. چرا با زبان کتاب آسمانی خود اینقدر ناآشناییم. نگاه کن ببین چقدر دانش آموزان به کلاسهای زبان می روند. چدر و مادرها آنها را تشویق می کنند که به این کلاسها برو! که چه؟ که مثلا در آینده در شغلش مؤثر باشد و نهایتا پول بیشتری در بیاورد! همین!
وقتی قرآن می گوید موقعی که قرآن می خوانند گوش دهید یعنی این که مقدمات فهمیدن قرآن را فراهم کنید و بعد با دقت گوش بدهید ببینید قرآن چه می گوید.
بین «استمعوا» و «اسمعوا» فرق می کند. اولی به معنای گوش فرا دادن است و دومی به معانی گوش دادن. در اولی باید دقت کردن تا نچه به گوش می خورد را فهمید ولی در دومی لامز نیست دقت کند مهم آن است که گوشش را برای امواج صوتی که به طرفش می آید تیز کند, همین!
آنچه در باره شنیدن قرآن گفته شده است, «استمعوا» است نه «اسمعوا», گوش فرا دادن است نه گوش دادن. و گوش فرا دادن هم نیازمند درک است و درک قرآن هم مقدماتی می خواهد که اولین آن آشنایی با زبان عربی است.