لوط آن پیامبر الهی به قوم سرکش و لجام گسیخته و فرو رفته در شهوت جنسی، پیشنهاد خردمندانه می دهد، در کنار نهی از منکر، ارائه معروف می کند، هم هشدار می دهد و هم هدایت می کند روشن است اگر در جامعه ای معروفها رواج یابند و فضای معروف گستری بر جامعه حاکم شود به خودی خود منکرها زمینه ظهور کمتری پیدا می کنند. از امام مجتبی(ع) پرسیدند: «ما السداد؟ قال: دفع المنکر بالمعروف»(4) سداد و صلاح جامعه چیست؟ فرمود: جلوگیری از منکر به وسیله معروف.

نمونه دیگر در قرآن داستان احداث مسجد «ضرار» و مسجد «قبا» است. قرآن اگر دستور به تخریب مسجد ضرار به عنوان زایشگاه فساد و مرکز توطئه و نفاق، می دهد، در کنار آن از مسجد قبا به عنوان پایگاه معنوی و معروف گستر سخن می گوید:

«لمسجد اسّس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه»(5) همانا مسجدی که از روز نخست بر اساس تقوا بنا نهاده شده سزاوارتر است که در آن نماز برپا داری.

نتیجه سخن آن که: روش تربیتی قرآن و اهل بیت آن است که پیروان خود را از انجام منکر پرهیز می دهند و به انجام معروف تشویق می کنند. اگر نهی و ترمز در کلام آنها فراوان است امر و تشویق و رهنمون نیز در در لابلای سخنان و سیره آنها کاملاً مشهود و ملموس است.

این نکته تربیتی و اجتماعی را می توان از مجموع حدیث نورانی فوق که از مکتب امام صادق(ع) به ما رسیده است استفاده کرد پس از یاد آوری این برداشت می پردازیم به شرح و توضیح محورهایی که در این بیان نورانی عنوان شده است:

امام صادق(ع) فرمود: از دو گروه گریزان باش و با آنان مجالست نکن.

الف: زورمداران

ب: زرسالاران

آنهایی که به زور و قدرت سیاسی و نظامی خود می بالند و سلطه گری و ستم و زورگویی و تزویر تار و پود زندگی آنان را فرا گرفته یعنی پادشاهان و رهبران ستمکار، مانند باتلاقی هستند که هر کس به آنان نزدیک شود به تدریج در لجن گناه آنان فرو می رود و اندک اندک راههای فلاح و نجات را به روی خود می بندد.

و نیز کسانی که بنده پول و ثروتند و از دنیا جز خور و خواب و شهوت چیز دیگری نمی دانند و به معنای واقعی دنیا زده و دنیا محورند، با آنان نیز رفت و آمد و معاشرت و مجالست زیانبار است .

امام صادق(ع) فرموده با این دو دسته معاشرت نکن که اگر با آنان نزدیک شدی پی آمدهای ناگواری دامن گیرت خواهد شد:

* دین زدایی

معلوم است در جامعه ای که ارزشهای مادی حاکم است و زرق و برق دنیا و قدرت و ثروت حرف اول را می زند، در چنین فضایی انسان دین دار احساس غریبی و تنهایی می کند، اگر قدرت و توان بر خورد با نظام حاکم را دارد باید انجام وظیفه کند و اگر توان آن را ندارد دست کم باید خود را از معرکه دور نگهدارد تا آلوده نشود. و دین و اعتقاداتش سست نگردد.

امام صادق(ع) یکی از پی آمدهای ناگوار مجالست با شاهان و فرزندان دنیا را دین زدایی و از بین رفتن باورها و اعتقادات راستین برشمرده است.

* نفاق زایی

پی آمد دیگر آن است، انسانی که با اصحاب زر و زور نشست و برخاست دارد یا باید موضع شفاف بگیرد و در برابر غارتگری و خیانتهای آنان راست قامت به ایستد و یا باید کار آنان را توجیه کرده و با آنها سازش نماید و به ظاهر مشی و مرام آنها را بپذیرد گرچه در باطن به آن ایمان نداشته باشد و این روش ناخود آگاه او را در دام نفاق گرفتار می سازد، از این رو امام(ع) پدیده نفاق را یکی از آثار همنشینی با طاغوتهای سیاسی و اقتصادی برشمرده و از آن پرهیز داده است.

* قساوت و سنگدلی

سومین پی آمد همکاری و همراهی با رهبران ستمکار و ثروتمندان گنهکار آن است که آدمی به تدریج از فضای یاد و ذکر خدا دور می شود و همه چیز را با عینک پول و ثروت و قدرت می بیند و در نتیجه خانه دل و جانش در حجاب قرار می گیرد و زمینه سنگدلی و تاریکی روح و روان در او ایجاد می شود.

در روایت دیگری از پیامبر اعظم(ص) نقل شده است که فرمودند: «از همنشینی با مردگان دوری گزینید» پرسیده شد مقصود از مردگان کیانند؟ فرمود: «کلّ غنّی مترفٍ»(6) هر ثروتمند عیاش و اسرافکار.

بنابراین دلمردگی، سنگدلی یکی از پی آمدهای ناگوار مراوده و دوستی با زورمندان و زرسالاران دنیازده است.

* خشوع را می گیرد

چهارمین اثر مجالست با آن دو دسته ای که گفته شد آن است که حالت زیبای خشوع از آدم گرفته می شود. خشوع حالتی است درونی که به وسیله ارتباط و اتصال انسان با خدا حاصل می شود و این حالت درونی در رفتار و کردار اجتماعی انسان نیز اثر می کند و متجلی می شود. انسان خاشع در برابر قدرت خداوند ادب و فروتنی دارد، خود را قطره ای از دریای بیکران عالم هستی می بیند. خود را مانند کاهی در برابر کوه و ذره ای در برابر قدرت خداوند متعال می شمارد. هنگامی که با صاحبان ظاهری قدرت و ثروت نشست و برخاست داشته باشد به تدریج در حوزه جاذبه قدرت و ثروت آنان قرار می گیرد و آن حالت تسلیم مطلق در برابر پروردگار در وی تضعیف می شود، از این رو امام صادق(ع) نسبت به این موضوع هشدار داده است.

* گوهرهای گرانبها

در پایان این حدیث شریف امام صادق (ع) توصیه می کنند که سعی کنید در زندگی با کسانی طرح دوستی و رفاقت بیفکنید و با کسانی رفت و آمد داشته باشید که از لحاظ پایگاه اجتماعی همسان و نزدیک به شما باشند زیرا در بین این گونه افراد گنجینه ها و معدنهای گرانبهایی وجود دارد که می توان آنها را کشف کرد.

در کوچه و بازار و در بین انسانهای بی نام و نشان و بی ادعا روحیه های بزرگ و همتهای والا می توان دید که بر اثر نیّت و عملکرد خدا پسندانه و خالصانه ارج و قیمت بالایی پیدا کرده اند و از آن جا که محب پروردگار هستند «محبوب» او هم شده اند.

باید چراغ در دست گرفت و دور شهر گشت و با این گونه کسان که کمیابند و گمنامند طرح دوستی و مجالست افکند تا در پرتو وجودی آنان به سوی خدا و قرب الهی راهی را جستجو نمود.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

7. ریاض السالکین، سید علی خان مدنی، ج7، ص117.

8. میزان الحکمه، ج 2، ص 63.

9. سوره هود، آیه 78.

10. بحار الانوار.

11. سوره توبه، آیه 108.

12. میزان الحکمة، ج 2، ص 63.