نور هدايت

در اين كلام نورانى، دو نكته مهّم هست كه از نظر اخلاقى براى دگرگونى و تحوّل انسان مؤثّر است.

 

پيش از بيان مطلب ذكر مقدّمه اى لازم است:

از خصوصيّات دنيا، دگرگونى آن است; يعنى، دنيا و نيز خود انسان ـ كه جزئى از دنياست ـ بر يك حال باقى نمى مانند و توجه به همين مطلب، غرور انسان را مى شكند; زيرا بيشترين گرفتارى و مصيبت آدمى، از غفلت است و اگر آدمى غافل نبود، به آسانى تن به ذلّت نمى داد و گناه نمى كرد. كوتاه سخن اين كه، غفلت ريشه همه بدبختيهاى انسان است و اسلام براى رفع و دفع آن، راهها و وسايلى را بيان كرده است.

عوامل شكست غرور و غفلت

الف ـ توجه به دگرگونيهاى دنيامى تواندانسان رابيداركند و فروتن سازد. اگر متوجه باشد كه بعد از هر عزّتى، ذلّتى و بعد از هر سلامتى، بيماريى،وبعد ازهر امنيتى، نا امنى و هراسى و بعد از هر جوانى، پيريى هست، متواضع مى شود و گرد غفلت را از جان خويش مى زدايد.

انسان بايد بداند مقام، مال، قدرت و ساير مواهب دنيوى، جاودانه نيست و خواه ناخواه روزى از او گرفته مى شود. با فرد محترمى ـ كه مقام نسبتاً مهمّى داشت ـ صحبت مى كردم، او مى گفت: خيال نكنيد كه من فقط يك مقام دارم، بلكه سه مقام دارم و ممكن است اينها به سادگى از من گرفته شوند. خودش چنين تعبير مى كرد: تمام زندگى و مقامهاى من به شش ريال بسته است. ديدم حرف درستى است، زيرا چه بسا تمام مقامهاى انسان با تلفنى بيايد يا برود! اين واقعيّت بسيار مهمّى است كه دنيا بر يك حال باقى نمى ماند و دائم در حال دگرگونى است لذا، نمى توان بر آن تكيّه كرد. آرى بايد دنيا را، معبر و گذرگاه و خانه كوچ كردن دانست و فهميد كه تنها ذات اقدس الهى، باقى و سرمدى است.

ب ـ طاعات و عبادات نيز غرور و غفلت را مى زدايد; انسان با نماز، به ياد خدا مى افتد و غفلت را از بين مى برد.

بعضى از افراد مى پرسند: تا چه زمانى بايد نماز خواند؟ بايد گفت: تا زمانى كه در دنيا هستيم بايد نماز بخوانيم. اصلاً ما به نماز محتاجيم، بايد با نماز، دست نياز به درگاه بى نياز ببريم و از او دواى دردهاى خود را بخواهيم. نماز، غفلت زدا و بيدارگر است.

ج ـ مصايب و مشكلات نيز، غفلت انسان را از بين مى برد. دشواريها در نگاه ابتدايى، بلاست اما اگر خوب به آن بنگريم نعمت است; به عبارت ديگر، بلا بودن تنها يك روى سكّه و روى ديگر آن، سراسر خوشى و سرور است. يكى از منبريهاى قديمى تشبيه خوبى مى كرد و مى گفت: در اين جادّه هايى كه انسان مى رود، اگر تمام آنها صاف و هموار باشد، خواب بر راننده مستولى مى شود، اما اگر در بعضى از جاهاى آن، دست اندازى باشد آدمى را از خواب بيدار مى كند و گاهى ناهمواريهاى مصنوعى مى سازند كه رانندگان خوابشان نبرد. مصيبت نيز چنين است، ظاهرش ناراحتى است و درونش رحمت و نعمت.

نكته دوم اين كه انسان بايد بداند هر كار بزرگ و كوچك، حتى نفس كشيدنهاى او، تحت مراقبت و حساب است و كسانى آن را مى نويسند.(1)

قبل از هر چيز خداى تعالى، مراقب است و بعد دو ملك او. زمينى كه انسان بر آن زندگى مى كند و نيز اعضا و جوارح او روز قيامت، عليه او شهادت مى دهند. حتّى در حديث داريم كه «يَوْم» (= زمان) هم در روز قيامت، بر اعمال و رفتار ما گواهى مى دهد. خلاصه بايد بدانيم كه تحت مراقبت شديد هستيم


 

 
 


1. نه تنها دو فرشته رقيب و عتيد، شاهدند بلكه خداوند نيز شاهد اعمال ماست. لذا در دعاى كميل، امام على(ع) به خداوند عرض مى كند: «... وَ كُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرائِهِمْ وَ الشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ...; و خود، از پشت سر ايشان مراقب من بوده اى و بر آنچه از نظر آنها پنهان ماند شاهد بوده اى