نور هدايت

حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روزى از روزها خطبه اى خواند كه چشمها را گرياند و دلها را لرزاند. البته آن مقدارى كه مردم ضبط كرده اند اين بود: «اى مردم! بهترين بندگان خدا كسى است كه در عين بزرگى، فروتنى كند و در عين علاقه به دنيا، زهد ورزد و در عين توانايى انصاف دهد و در عين قدرت، حليم و بردبار باشد

مسأله مهمّى كه در اين قسمت از حديث منعكس شده، اين است كه ترك گناه گاه به سبب ناتوانى است; و گاهى به سبب عدم تمايل به گناه، مثلاً، كسى اصلاً از شراب خوشش نمى آيد، يا دوست دارد امّا قدرت ندارد، يا مقدّماتش مهيّا نيست و يا به جهت زيانهايش آن را ترك مى كند و نمى خورد. چنين تركى كه براى ناتوانى است مهمّ نيست، بلكه مهمّ آن است كه در عين قدرت، انسان گناه را ترك كند; صاحب مقام و موقعيت اجتماعى بالايى باشد، امّا تواضع ورزد;(1) و علاقه به چيز حرام دارد، ولى از آن چشم مى پوشد.افراد در مسأله ترك گناه مختلفند: گروهى از بعضى از گناهان ذاتاً متنفّرند و آن را انجام نمى دهند. لذا هر فردى بايد خودش ببيند كه به چه چيز حرامى تمايل دارد، تا همان را ترك كند. البته شناختن خود، كار آسانى نيست: گاهى صفاتى در انسان هست كه شصت سال از سن او مى گذرد، ولى خبر ندارد براى اين كه هيچ كس با چشم انتقاد به خود نگاه نمى كند. اگر كسى مى خواهد در زمينه امور معنوى پيشرفت كند و به درجه هاى عالى برسد بايد با بدبينى به خود بنگرد تا نقاط ضعف خود را بشناسد. لذا مى گويند: در اين موارد از دشمنان استفاده كنيد و يا از دوستان دلسوزِ منتقد، نه عيب پوش; و از همه بهتر اين است كه انسان خودش منتقد خودش باشد. اگر او بداند به چه گناهانى تمايل دارد و لغزش او از كجاست و شيطان از چه وسايل، زمينه ها و انگيزه هايى در وجود او استفاده مى كند، اگر بتواند اينها را بررسى كند، اسير نفس و شيطان نمى شود. به قول مولوى:

نفس اژدهاست او كى مرده است *** از غم بى آلتى افسرده است

لذا پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «برترين مردم كسى است كه، در عين رغبت،زاهد ودركمال قدرت،منصف ودرعين عظمت، متواضع باشد.»اين سفارش خطاب به همه است، بخصوص به اهل علم، چون امام و پيشواى مردمند و پيشواى مردم قبل از اين كه به تعليم مردم بپردازد بايد خود را تربيت كند. هر چه مقام انسان عظيمتر، لغزشهاى او هم بزرگتر است. هر كارى حسّاستر باشد خطراتش هم بيشتر است: «اَلْمُخْلِصُونَ فى خَطَر عَظيم; مخلصان در خطر بزرگى هستند.» تا چه رسد به غير مخلصان. در موقعى كه جوان است هر گناهى كه رسيد انجام مى دهد و مى گويد: در پيرى توبه مى كنم كه اين تسويف و به تأخير انداختن، از حيله هاى شيطان و نفس است. يا به خود وعده مى دهد وقتى ماه رمضان آمد توبه مى كنم، در حالى كه اگر كسى به ميهمانى و ضيافت الهى مى رود بايد اوّل خود را شستشو دهد و لباس تميز بر تن كند و آن گاه در ميهمانى آن شخص بزرگ قدم بگذارد، نه اين كه با لباس آلوده در آن شركت جويد.(2)

 

 

 


1. قرآن مجيد، يكى از اوصاف مؤمنان راستين را تواضع و فروتنى و ترك هرگونه استكبار مى داند، چرا كه كبر و غرور، نخستين پله نردبان كفر و بى ايمانى است و تواضع و فروتنى در مقابل حق و حقيقت، نخستين گام ايمان است.

پويندگان راه كبر و خودبينى كه نه در برابر خدا سجده مى كنند و نه تسبيح و حمد او را به جا مى آورند و نه حق بندگان او را پاس مى دارند، بت بزرگى، چون نفس خودشان دارند. (تفسير نمونه، ج 17، ص 146)

2. از عالم بزرگوار، «شيخ بهايى»، چنين نقل شده: مردى به نام «توبه» بود كه غالباً به محاسبه نفس مى پرداخت. روزى در سن شصت سالگى وقتى گذشته عمر خود را محاسبه كرد ديد كه مجموعه ايام عمرش 21500 روز است; گفت: اى واى بر من، اگر در ازاى هر روز يك گناه بيشتر نكرده باشم بيش از بيست و يك هزار گناه كرده ام، آيا مى خواهم خدا را با بيست و يك هزار گناه ملاقات كنم؟ در اين هنگام صيحه اى زد و بر زمين افتاد و جان به جان آفرين تسليم كرد. (تفسير نمونه، ج 24، ص 465)