نور هدايت

حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در اين حديث راه رهايى از شهوات و شبهات را بيان مى فرمايد كه شبهات را با يقين روشن سازيد و شهوات را با زهد ريشه كن كنيد. اما آتش تعصّبات را ـ هر نوع تعصّبى باشد ـ با نيروى عفو فرو بنشانيد; چرا كه مردم به سبب همين عوامل وارد جهنّم مى شوند. البته عده اى در مقابل بعضى از عوامل گناه، مصونيت دارند و به سوى آنها كشيده نمى شوند; مثلاً، بسيار بعيد است كه فردى روحانى ـ نعوذ باللّه ـ شراب بنوشد يا قمار نمايد، ولى بر عكس جوانى كه در محيط آلوده اى قرار دارد خيلى زود به سوى آنها جلب مى شود; يا اين كه اهل علم زود به سوى شبهات كشيده مى شوند، در حالى كه در مورد مردم عادّى اين گونه نيست: گاهى كه مى خواهد چيزى را اثبات كند، در آيات و روايات جستجو كرده، متشابهات را پيدا مى كند و به آن تمسّك مى جويد. پيش داورى مى كند، استدلالهايى مى آورد كه از خانه عنكبوت سست تر است; در حالى كه اوّل بايد ببينيم خدا و پيامبر چه مى گويند و خود را شاگرد قرآن بدانيم، نه استاد قرآن. لذا حضرت(صلى الله عليه وآله)فرمود: سرچشمه جهنّم سه چيز است: شبهات; تعصّبات; شهوات.

در ذيل حديث فرمود: «روز قيامت، منادى صدا مى زند هر كسى اجرى بر خداوند دارد بلند شود، تنها كسانى كه بلند مى شوند آنانند كه به هنگام غضب، گذشت مى كنند و از برادر دينى خود درمى گذرند. ]بعد خود حضرت(صلى الله عليه وآله) گويى در جواب اين سؤال كه چرا اينها بر خدا حقّى دارند؟ فرمود:[ آيا اين آيه را نشنيده ايد؟ كسى كه عفو و اصلاح كند پس اجرش بر خداست

ما هم بايد سعى كنيم كه در بين مسلمانان الفت برقرار كنيم. خدايا، تو به ما گفتى عفو كنيد، ولى تو بيشتر سزاوار عفو كردن هستى; ما بر خودمان ظلم كرده ايم، بر ما ببخشا.

 

 


1. «تعصّب» و «عصبيّت» در اصل، از ماده «عَصَب» به معنى پيهايى است كه مفاصل را به هم ارتباط مى دهد، سپس هرگونه ارتباط و پيوستگى را تعصّب و عصبيّت ناميده اند، اما معمولا اين لفظ در مفهوم افراطى و مذموم آن به كار مى رود.

در روايات اسلامى تعصّب به عنوان يك اخلاق مذموم، شديداً نكوهش شده است تا آن جا كه در حديثى از پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: «مَنْ كانَ فى قَلْبِه حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَل مِنْ عَصَبِيَّة، بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَعَ اَعْرابِ الْجاهِلِيَّةِ; كسى كه در قلبش به اندازه دانه خردلى، عصبيّت داشته باشد خداوند روز قيامت او را با اعراب جاهليّت محشور مى كند

در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ تَعَصَّبَ اَوْ تُعُصِّبَ لَهُ، فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الاْيمانِ مِنْ عُنُقِه; كسى كه تعصب به خرج دهد يا براى او تعصب داشته باشند، پيوند ايمان را از گردن خويش برداشته است

از روايات اسلامى استفاده مى شود كه، ابليس نخستين متعصّب بود.

على(عليه السلام) بحث گويا و رسا و كوبنده اى در خطبه «قاصعه» (192) در زمينه تعصّب بيان فرموده است كه گوشه اى از آن را ذيلا ملاحظه مى كنيد:

«اَمّا اِبْليسُ، فَتَعَصَّبَ عَلى آدَمَ لاَِصْلِه وَ طَعَنَ عَلَيْهِ فى خِلْقَتِه، فَقالَ: اَنَا نارِىٌّ وَ اَنْتَ طينِىٌّ; ابليس در برابر آدم به خاطر اصل و اساس خويش تعصب ورزيد و آدم را مورد طعن قرار داد و گفت: من از آتشم و تو از خاك

سپس حضرت(عليه السلام) اضافه مى فرمايد: «فَاِنْ كانَ لابُدَّ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ، فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكارِمِ الْخِصالِ وَ مَحامِدِ الاَْفْعالِ وَ مَحاسِنِ الاُْمُورِ;اگر قرار است تعصّبى داشته باشد اين تعصّب شما به خاطر اخلاق پسنديده، افعال نيك و كارهاى خوب باشد

ضمناً از اين حديث به خوبى روشن مى شود كه ايستادگى سرسختانه براى طرفدارى از واقعيّت مطلوبى، نه تنها تعصّب مذموم نيست، بلكه مى تواند خلأ روحى انسان را در پيوندهاى نادرست جاهلى پر كند. لذا در حديثى از امام على ابن الحسين(عليه السلام)مى خوانيم كه از آن حضرت درباره «تعصّب» سؤال كردند، فرمود: «اَلْعَصَبِيَّةُ الَّتى يَأْثِمُ عَلَيْها صاحِبُها، اَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرارَ قَوْمِه خَيْراً مِنْ خِيارِ قَوْم آخِرينَ; وَ لَيْسَ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ اَنْ يُحِبَّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ، وَلكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ اَنْ يُعينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ; تعصبى كه انسان به خاطر آن گناهكار مى شود اين است كه اشرار قومش را بهتر از نيكان قوم ديگر بداند; اما اين كه انسان قوم و قبيله خويش را دوست دارد عصبيّت نيست، بلكه عصبيّت آن است كه انسان قوم و قبيله خود را در ستمگرى يارى دهد.» (تفسيرنمونه، ج15، ص354)