سفر آخرت و ياد مرگ
نور هدايت
اين حديث، به مسأله بسيار مهم تربيتىِ ياد مرگ مى پردازد. در روايات به گذرا بودن دنيا و عدم اعتماد به اين زندگى دنيايى زياد تكيه شده است، زيرا همان گونه كه در بحار، ج 51، ص 258 آمده است: «حُبُّ الدُّنْيارَأْسُ كُلِّ خَطيئَة; سرچشمه تمام گناهان، دوستى دنياست» حب دنيانيزبه سبب غفلت ازناپايدارى دنياستواين كه شخص مى پندارد دنيا جاودانه است. وقتى با آن، چنين معامله اى كرد، به آن عشق مى ورزد وطبيعى است كه دراين صورت،دل كندن از آن مشكل مى شود.
لذا، يكى از بهترين راههاى تربيت انسان و مبارزه با گناه، توجّه به مرگ است.(1) انسان بايد به گونه اى باشد كه وقتى صبح كرد، به خود وعده ندهد كه تا شب زنده مى ماند و وقتى غروب مى شود به خود وعده ندهد كه تا صبح زنده مى ماند. همان حالتى را داشته باشيم كه در زمان بمباران نيروهاى كفر صدّامى در كشورمان داشتيم كه واقعاً همه احتمال مى دادند شايد تا لحظه اى بعد زنده نباشند. همين مسأله; يعنى، حالت توجّه به خدا وبى اعتنايى به دنيااثرعميقى دردلها باقى مى گذاشت.
لذا انسان بايد بداند كه هر لحظه در معرض خطر است، مثلاً شما به همين قلبى كه خون را به اعضاى ديگر مى رساند، دقّت كنيد: قلب جايگاه پخش خون است، اما غذاى خودش را از خون درون قلب نمى گيرد و در حقيقت براى خودش مساوات قائل است و خود را در رديف ديگر اعضاى بدن مى داند. وقتى خون را به رگها منتقل كرد يك رگ كوچكى است در كنار آن رگ بزرگ قلب كه از آن جا به قلب باز مى گردد و قلب را تغذيه مى كند. بنابراين، قلب نيز مانند ساير اعضا از يك رگ فرعى تغذيه مى شود. گاهى ديواره اين رگ فرعى، باريك مى شود، يا لخته خونى ـ خون خيلى ساده لخته مى شود، همين كه از رگ بيرون ريخت ماده اى در آن هست كه خون را لخته مى كند و گاهى مى شود كه اوضاع تركيب خون به هم مى خورد و در همان درون رگ لخته مى شود; و آن هم لخته اى به اندازه يك ميلى متر ـ مجراى اين رگ را مى گيرد و خون به قلب نمى رسد. وقتى چنين شد بعد از دو دقيقه قلب از كار مى ايستد كه به آن «ايست قلبى» يا «سكته قلبى» مى گويند.وقتى اينها را پزشكان متخصص علم الاعضاء (فيزيولوژى) بيان مى كنند انسان وحشت مى كند كه هر لحظه ممكن است بميرد و گاهى به خودش مشكوك و دچار وسواس مى شود; مثلاً: اين مويرگهايى كه از مغز مى گذرند بسيار نازكتر از برگ گل هستند كه اگر بر يكى از اين جداره ها فشار بيايد و تحمّل نكند و پاره شود خون روى مغز مى ريزد و ممكن است باعث مرگ انسان گردد.يا انسان ممكن است بر اثر لقمه اى بميرد، چرا كه دستگاه تنفّس وقتى چيز كوچكى از غذا يا چيز ديگر وارد آن شود با سرفه بيرون مى اندازد، امّا اگر مقدارى بزرگتر باشد آن جا مى ماند و هيچ راهى جز مردن وجود ندارد. خلاصه مردن خيلى ساده است. حتى همين سفرهايى كه مى كنيم بسيار خطرناك است، چون در همين رانندگى ـ حتى اگر خودت هم رعايت كنى ـ ممكن است ديگرى رعايت نكند و به تو آسيبى برساند. وقتى انسان بداند كه زندگى اين قدر بى اعتبار است، چرا انواع گناهان را مرتكب شود. از اين روست كه به ياد مرگ بودن مى تواند ترمزى بسيار قوى باشد تا انسان گناه نكند.لذا در روايات داريم: «زيركترين شما كسى است كه به ياد مرگ باشد.» باز در روايات داريم وقتى امام سجّاد(عليه السلام) در سوره حمد به «مالِكِ يَوْمِ الدّينِ» مى رسيد مرتب تكرار مى كرد و به خود تذكر مى داد. امام(عليه السلام) با آن مقام عفت و عصمت، چنين مى كرد ما بايد با اين همه آلودگى و گناه چه كنيم؟ پس خوب است كه انسان همه روزه به ياد اين مسائل باشد.
1. «مرگ» از نظر قرآن، امرى وجودى است; انتقال و عبور از جهانى به جهان ديگر است و لذا در بسيارى از آيات قرآن از «مرگ» تعبير به «توفّى» شده كه به معنى بازگرفتن، و دريافت روح از تن به وسيله فرشتگان است. و در روايات اسلامى تعبيرات مختلفى درباره حقيقت مرگ آمده است.
از امام سجّاد(عليه السلام) پرسيدند مرگ چيست؟ در پاسخ فرمود: «براى مؤمن مانند كندن لباس چركين و پر حشره و گشودن غُل و زنجيرهاى سنگين و تبديل آن به فاخرترين لباسها و خوشبوترين عطرها و راهوارترين مركبها و مناسبترين منزلهاست; و براى كافر مانند كندن لباس فاخر و انتقال از منزلهاى مورد علاقه، و تبديل آن به چركترين و خشن ترين لباسها و وحشتناكترين منزلها و بزرگترين عذاب است.»
و نيز هنگامى كه از امام محمّد بن على(عليه السلام) همين سؤال شد، فرمود: «مرگ، همان خوابى است كه هر شب به سراغ شما مى آيد، جز اين كه مدّتش طولانى است و انسان از آن تا روز قيامت بيدار نمى شود.»
امام حسين(عليه السلام) نيز در كربلا و روز عاشورا و به هنگام شدّت گرفتن جنگ، تعبير لطيفى در مورد حقيقت مرگ براى يارانش ارائه فرمود:
«شكيبايى كنيد اى فرزندان مردان بزرگوار، مرگ تنها، پلى است كه شما را از ناراحتيها و رنجها به باغهاى وسيع بهشت و نعمتهاى جاودان منتقل مى كند. كداميك از شما از انتقال يافتن از زندان به قصر ناراحتيد؟ و اَمّا نسبت به دشمنان شما همانند اين است كه شخصى را از قصرى به زندان و عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل فرمود كه، دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ پل آنها به باغهاى بهشت، و پل اينها به جهنّم است.» (تفسير نمونه، ج 22، ص 262)
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.