نور هدايت

امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه اى كه در شبانه روز ده بار مى خوانيم، چند جمله مى فرمايد: 1 ـ اولين نشانه طريق مستقيم، اين است كه به محبت خدا منجر شود. اگر روز به روز محبتمان به خدا زيادتر شود دليل بر اين است كه در جاده مستقيم هستيم.2 ـ طريق مستقيم چيزى است كه ما را به دين خدا و به حقيقت آيين الهى برساند. اگر روز به روز به حقيقت دين نزديكتر شويم معلوم مى شود كه در جاده مستقيم هستيم.

3 ـ ما را از پيروى هوى و هوس، از آراى شخصى و آراى توأم با پيش داورى باز دارد. اگر اينها باشد در راه مستقيم هستيم اگر ديديم اثرى از محبت خدا در وجودمان نيست، يا سال به سال اخلاص كمتر شد حضور قلب در نماز كمتر شد; معلوم مى شود كه از صراط مستقيم منحرف شده ايم، يا اگر نسبت به دين خدا ـ چه در اصول و چه در فروع ـ به علمم افزوده نشد روشن مى شود كه من آدمى هستم كه راه خود را گم كرده ام.

پناه بر خدا كه انسان به هوى و هوس خود، رنگ دين و وظيفه شرعى بزند! اين خيلى خطرناك است. بايد وقتى به نماز مى ايستيم با تمام وجودمان از خدا هدايت به راه راست و فزونى محبّتش را بخواهيم. اين افتخار است براى كسانى كه در مسير علوم دينى و روحانيت هستند كه موضوع زندگى آنان چيزهايى است كه به آنان امكان مى دهد كه آگاهى خود را نسبت به دين افزايش دهند و محبت خود را به خدا زياد كنند.(1)


1. در اين جا سؤالى پيش مى آيد كه اوّلاً: صراط مستقيم چيست؟ و ثانياً: چرا ما همواره درخواست هدايت به صراط مستقيم از خدا مى كنيم، مگر ما گمراهيم؟ وانگهى به فرض كه اين سخن از ما زيبنده باشد از پيامبر و امامان كه نمونه انسان كامل بودند چه معنا دارد؟

   اوّلاً: صراط مستقيم (= راه راست)، راه پاكى و نيكى، راه عدل و داد و راه ايمان و عمل صالح است.

   ثانياً: در پاسخ به ايراد مى گوييم: انسان در مسير هدايت هر لحظه بيم لغزش و انحراف درباره او مى رود و به همين دليل بايد خود را در اختيار پروردگار بگذارد و تقاضا كند كه او را بر راه راست ثابت نگهدارد. و علاوه، هدايت همان پيمودن طريق تكامل است كه انسان تدريجاً مراحل نقصان را پشت سر بگذارد و به مراحل بالاتر برسد.

   اين را نيز مى دانيم كه طريق تكامل نامحدود است و به سوى بى نهايت همچنان پيش مى رود.

   بنابراين جاى تعجّب نيست كه حتى پيامبران و امامان از خدا تقاضاى هدايت به «صراط مستقيم» كنند، چه اين كه كمال مطلق تنها خداست و همه بدون استثنا در مسير تكاملند، چه مانع دارد كه آنها نيز تقاضاى درجات بالاترى را از خداوند بنمايند! (تفسير نمونه، ج1، ص 46)