آثار روانى دنياپرستى
نور هدايت
در روايات راجع به حب دنيا ـ البته به معناى دنياپرستى، نه علاقه هايى كه روى ميزان باشد ـ تعابير مختلفى آمده است كه دوستى دنيا، سر منشأ همه گناهان است. حب دنيا شاخه هاى فراوانى دارد كه بعداً به آن اشاره مى كنيم. در اين حديث، آثار حب دنيا از نظر روانى بحث مى شود: آدمى كه گرفتار حب دنيا شود سه بلا دامنگير او مى شود و در واقع سه ناراحتى روحى پيدا مى كند:(1)
1 ـ اشتغال فكرى هميشگى: اشتغال فكريى پيدا مى كند كه بر اثر آن هميشه خسته است و خستگى او هم بر طرف نمى شود. شبيه همين در نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 228، دارد كه، «مَنْ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنْيَا، الْتاطَ قَلْبُهُ مِنْها بِثَلاث ...» و به جاى كلمه شغل، هَمِّ لايُغِبُّهُ دارد. آن اشتغال فكريى كه او را رها نمى كند يعنى، دايم است.2ـ فقر دايمى: فقر معنويى كه غنايى با آن نيست و هرچه بيشتر از دنيا به دست مى آورد باز احساس كمبود مى كند براى اين كه در واقع بى نيازى خارج از وجود انسان نيست، بلكه در درون جان اوست. آدم دنياپرست هميشه تشنه و گرسنه است و هيچ گاه سيراب نمى شود.3 ـ آرزوهاى طولانى بى سرانجام: آرزوها هم از او دست برنمى دارند و هر كدام كه برآورده شود مرتب آرزوى ديگر مى آيد و آرزوهايش نامتناهى مى شود. چنين انسانى هرگز آرامش نمى يابد; يعنى، اين موضوع دست به دست هم داده و آرام و قرار را از او مى گيرد: در نماز به فكر دنياست، در غذا به فكر دنياست. نمى داند چه خوانده و چه خورده است.
در اين جا چند نكته است كه بايد عرض كنم:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. مراد از قلب در اين جا روح است.
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.