در آياتي نيز اشاره به اين نكته شده است كه قرآن تفصيل دهنده هر چيز است: "ما كان حديثاً يفتري ولكن تصديق الذي بين يريه و تفصيل كل شي‏ء"(10) اينها داستان دروغين نبود؛ بلكه (وحي آسمان است و) هماهنگ است با آنچه پيش روي او (از كتب آسماني پيشين) قرار دارد و شرح هر چيزي (كه پايه سعادت انسان است). از آنجا كه قرآن، كتاب هدايت است و براي رشد و كمال انسانها نازل شده، لذا مراد از تفصيل "كل شي‏ء" محتواي برنامه پيامبر است يعني هر آنچه را كه بشر براي تكامل خود لازم دارد در قرآن آمده است.(11) اسلام دين ثابت و جاودانه در قرآن از دين الهي به عنوان اسلام ياد شده و درباره ثبات آن براهين اقامه شده است كه به جهت اختصار به بعضي از براهين اشاره مي‏شود: 1- برهان اولي كه براي ثبات دين اقامه شده است، مبتني بر مبدأ فاعل دين است. اين برهان از انضمام دو آيه حاصل مي‏شود. آيه اول مي‏فرمايد: "اِن الذين عنه الله الاسلام"(12) يعني تسليم و انقياد در برابر حق تنها ديني است كه در نزد خداوند به رسميت شناخته شده است و آيه دوم نيز مي‏فرمايد: "ما عندكم ينفَدُو ما عند اللّه باقٍ"(13) يعني آنچه در نزد شماست فناپذير و از بين رفتني است و آنچه در نزد خدا است هميشگي و باقي است. ملحض برهان اين است كه دين اسلام نزد خداوند است و آنچه در نزد خداوند است باقي است، پس دين اسلام باقي است. 2- دين برهان مبتني بر فطرت انساني است كه مبدأ قابلي دين است به اين بيان كه اسلام براي پرورش و شكوفايي فطرت انساني نازل شده است و فطرت انساني امري ثابت و تغيير ناپذير است چنانكه فطرت اصيل همه انسانها متحد است آنچه كه در زندگي انسان محل تغيير است آداب، عادات و رسومي است كه متعلق به طبيعت و زندگي مادي است. اما ساختار دروني و روحي انسان كه امري خدا خواه و خدا طلب است ثابت و مشترك بين همگان است، پس ديني كه براي تربيت فطرت انسانها تنظيم مي‏شود ثابت و مشترك خواهد بود.(14)