البته در بعضي مسائل جزئي، بين فقها اختلافاتي وجود دارد كه ضرري به اصل شريعت وارد نمي‏كند، زيرا بعضي از اين اختلافات اختلاف طولي است(5)، به اين معنا كه در اثر رشد و گسترش علوم، فقيه اين زمان معنايي را مي‏فهمد كه عميق‏تري است از آنچه فقهاي گذشته مي‏فهميده ‏اند و اين نه تنها ضرري ندارد، بلكه لازمه يك دين ابدي است كه معارف آن طوري طراحي شده است كه در هر زمان به مطالب عميق و تازه‏اي برخورد مي‏كند. و برخي از اختلافات عرضي است، يعني يك مجتهد در يك مساله خاص با مجتهد ديگر اختلاف نظر دارد(6)، اينگونه اختلافات در مقايسه با مسائل مورد اشتراك و اتفاق، بسيار نادر هستند و راه حل برداشته شدن اينگونه اختلافات بررسي و نقد است(7).
نكته‏اي كه در اينجا وجود دارد اين است كه دگر انديشان، اينگونه وانمود مي‏كنند كه همه مسائل اسلام، مورد اختلاف است، و فهم‏هاي بشري هم متغير و زوال‏پذير است، بنابراين هر شخصي در هر زماني، يك قسم جديد از دين ارائه مي‏كند(8)، اينگونه اشكالات در اثر فهم نادرست از اسلام و قرآن است، زيرا در اسلام احكام قطعي زيادي و جود دارد كه همه فرقه ‏هاي اسلامي آنرا قبول دارند، وقتي كسيكه تنها زبان عربي بداند، بسياري از احكام قطعي را از قرآن بدست مي‏آورد(9)، و هيچ مرجعي نسبت به آنها اختلافي ندارد و فهم همه انسانها از دوران رسالت تاكنون، يكسان بوده است، و نبايد اختلافات جزئي را به مجموعه دين نسبت دهيم و بطور مغالطه‏آميز از آن نتيجه‏گيري نمائيم. و نوعاً مقصود از اسلام ناب، آن دسته از تعاليمي است كه ناظر به نفع گروه و طبقه‏ي خاص نباشد، تعاليمي كه در آن مبارزه با قدرت‏طلبي، استكبار، هر گونه مظاهر شرك و كفر و... مطرح است. تعبير "اسلام ناب محمدي" كه از حضرت امام خميني به يادگار مانده است، تذكر و هشداري است به همه‏ي تنگ نظراني كه اسلام را در زمان و مكان محبوس ساخته ‏اند و به گونه‏اي مي‏انديشند كه گويا اسلام پاسخگوي نيازهاي عصر نيست. يا دسته‏اي ديگر، از اسلام چهره‏اي را معرفي مي‏كنند كه استكبار خوشحال شود و روح مبارزه با ظلم و ستم مرده باشد، اين نوع تعاليم، حكايت از اسلام ناب نداشته، بلكه به تعبير آن رهبر راحل، "اسلام آمريكائي" است.
منابع جهت مطالعه بيشتر:
1-
جوادي آملي - شريعت در آينه معرفت - ولايت فقيه و رهبر.
2-
مصباح - محمد تقي - نظريه سياسي اسلام ج1، سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت.
3-
مطهري مرتضي، ختم نبوت، اسلام و مقتضيات زمان.
پي نوشت ها:
1)
آيةاللَّه جوادي آملي، شريعت در آينه معرفت ص101.
2)
همان ص99.
3)
و 4- مصباح - محمد تقي - نظريه سياسي اسلام، ج1، ص119.
4)
5)
و 6 و 7 - شريعت در آينه معرفت، همان، ص128.
6)
7)
8)
نظريه سياسي اسلام، همان، ص118.
9)
نظريه سياسي اسلام، همان، ص118.