عدم اجبار در پذيرش دين

تنها ايراد اساسي درباره‌ي جهاد ابتدايي، وادار نمودن مردم به پذيرش دين است. و چون پيروي از شريعت مبتني بر پذيرش عقل و تسليم قلب مي‌باشد، دين اجباري فاقد ارزش است. قرآن در آيات بسياري، از به كارگيري اجبار در پذيرش دين نهي نموده است.[7] ولي بايد دانست كه در جهاد ابتدايي هيچگونه تهديد و زوري جهت پذيرش اسلام انجام نمي‌شود. آنچه در اين‌باره تحقق مي‌يابد ايجاد زمينه‌هاي مناسب جهت گرايش به دين است. اسلام ديوارها و موانعي كه راه تفكر مردم درباره‌ي حقيقت اسلام را بسته است از ميان برداشته و تيره‌گي‌هايي كه روي حقيقت را پوشانده كنار مي‌زند. پس از آن مردم آزاد خواهند بود تا از آن تبعيت نمايند يا آن را نپذيرند.

اسلام و صلح

وجود جهاد در اسلام، مانع از آن نيست كه اين دين در مواردي كه پاي صلح شرافتمندانه و همزيستي مسالمت‌آميز باشد، از چنين صلحي استقبال كند. منتهي اين صلح غير از تسليم ذلت‌بار است. صلح اگر مبتني بر در نظر گرفتن منافع طرفين و رعايت حُسن همجواري باشد، عقل حكم به استفاده از اين موقعيت مي‌كند. قرآن در آيات بسياري بر استفاده از موقعيت صلح در شرايط مطلوب، تأكيد كرده است.[8]امّا اگر دشمن بخواهد با بهره جستن از شعار صلح‌خواهي، مسلمين را فريب و در موقعيت خاصي آنها را غافلگير كند. يا آن‌كه مفاد قرارداد را زير پا بگذارد، طبيعي است كه چنين صلحي، فاقد اعتبار است. طرف قرارداد صلح با مسلمانان مي‌تواند مشرك باشد، چنانكه اولين قرارداد صلح را پيامبر با مشركين تحت عنوان صلح حديبيه امضاء نمود. و ممكن است اهل كتاب يا مسلمان باشد.