تربیت چیست ؟

تربیت باغبانی وجود انسان است . شکوفایی و رشد هماهنگ و متعالی شکوفه های زندگی ، در گروی وجود باغبانان دلسوز و تواناست . آنچه که باغبان انجام می دهد هموار نمودن زمینه های جوانه زدن دانه و نهال و تجلی استعدادهای نهفته است . در واقع تربیت چیزی جز از قوه به فعل رسانیدن استعدادها و توانمندی های بالقوه ی انسان نیست . به قول « کورنو » تربیت کردن ، چنانکه نخستین معنی این کلمه ی زیبا نشان می دهد ، به فعل درآوردن حالاتی است که در نهاد انسان به صورت قوه وجود دارد و اگر تربیت در میان نبود ، هرگز این امور نمی توانست از قوه به فعل درآید . تربیت فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و به ظهور و به فعلیت رسانیدن امکانات بالقوه موجود ، در درون انسان را تربیت می نامند .

مثلاً هسته ی سیبی را در نظر آورید و این هسته استعداد تبدیل شدن به سیب را در درون خود دارد که در صورت فراهم بودن شرایط ، این استعداد درونی به فعلیت رسیده و دانه ی مزبور به درخت سیب تبدیل شده و سپس به سیب های متعددی تبدیل خواهد شد .

دانه ی مذکور گرچه فعلاً دانه ای بیش نیست ، اما چون امکان تبدیل شدن به سیب را دارا می باشد ، لذا سیب بالقوه است . تربیت این دانه فراهم آوردن شرایط لازم جهت پروار کردن و پرورانیدن همین استعداد درونی آن و به فعلیت در آوردن خصوصیات بالقوه آن است .

تربیت به معنی لغوی : این کلمه در زبان عربی ، از « ربی ، یربی » به معانی : تهذیب و جهت دادن ، تدبیر و رهبری کردن و غذا دادن آمده است . فعل « ربا ، یربو » به زیاد شدن و نمو کردن می باشد و کلمه ی (Education ) هم از اصل لاتینی آن به معنی رهبری و سرپرستی است . چنانکه دانشمندان علم تربیت نظر می دهند معنی این کلمه اگر چه از جهت شکل لفظ به ظاهر متعدد و مختلف شده است اما در اصل و اساس و معنی با هم توافق دارند .

در رابطه با تربیت تعاریف زیادی شده است که نمونه هایی از آنها را بیان می کنیم :

تربیت در لغت به معنای نشو و نما دادن ، زیاد کردن ، برکشیدن و مرغوب و قیمتی ساختن است . در این معنی

اخیر ، تربیت از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن می باشد .

تربیت آدمی جز در آنچه به پرورش تن مربوط می شود و درآن تا حدی نشو و نما و افزایش ابعاد مادی وجود مورد نظر است ، به معنای برکشیدن ، قیمتی ساختن و به حد اعتدال سوق دادن است .

جولز سیمون در تعریف تربیت گفته است : تربیت طریقه ای است که عقل به وسیله ی آن ، عقل دیگر و قلب دیگرمی شود.

پستالوزی می گوید : تربیت رشد دادن تمام نیروهای کودک به طور کامل و هماهنگ است .

کانت می گوید :  هدف از تربیت این است که انسان را به کمال ممکن برسانیم .

خلاصه معنی تربیت عبارت است از آماده ساختن افراد بطور کامل ، آن چنان که شایستگی زندگی اجتماعی را دارا شوند ، اجتماعی که دارای هدف باشد .

اما سوال این است که توانایی ها واستعدادهای بالقوه ی انسان در چه حد است و چگونه می توان از حداکثر ظرفیت هوش ، قابلیت ها و توان مندی های بالقوه بهره گرفت ؟ و برای پرورش و شکوفایی استعدادها مؤثرترین روشها کدامند ؟

برای پاسخ به این سوالات ناگزیر به بحث و آشنایی در امر روان شناسی و تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان هستیم .

« شناخت ویژگی های زیستی و تحول ذهنی و روانی کودکان »

بدون شک شناخت ویژگی ها و خصوصیات زیستی – روانی کودکان ، اولیــن و اســاسی ترین قدم در

فرآیند تعلیم و تربیت محسوب می شود . هر قدر والدین ، مربیان شناخت بیشتری از روند رشد و تحول کودکان داشته باشند ، بالطبع از آمادگی افزونتری برای درک نیازها و حسن تامین آنها و پرورش توان مندی های کودکان برخوردار خواهند بود . ممکن است این سؤال مطرح شود که گستره این شناخت چگونه واز چه زمانی باید آغاز گردد ؟

از حکیمی پرسیدند تربیت از چه زمانی شروع می شود ؟ گفت بیست سال قبل از تولد و هرگاه این مدت کافی نباشد باید افزون نمود .

بدیهی است پرداختن به امر تربیت فرزند ، سالها قبل از تولد ، شاید تا حدودی بعید الذهن باشد ، اما آنچه که در این ارتباط مورد نظر است ، توجه به نحوۀ رشد زیستی – روانی و تحول شخصیت و قابلیت های باغبانان  شکوفه های حیات است که منظور همان پدر و مادر کودکی است که بعدها پای به عرصه ی وجود خواهد گذاشت . در این رهگذر توجه به تبار اخلاقی و فرهنگی خانواده های زوجین ، نقش وراثت در انتقال صفات غیر اکتسابی ، پیشگیری از بروز ناهنجاریهای ژنتیکی و ایجاد آمادگی های مطلوب ذهنی و روانی در زوجین از جمله مسائل مهمی است که بدون تردید در چگونگی تشکیل نطفه ، سلامت جسمی و ویژگی های ذهنی جنین نقش مهمی دارد .

واقعیت این است که آشنایی با نحوه ی انعقاد نطفه و چگونگی رشد جنین در مراحل مختلف ، از اصول اولیه ی تعلیم و تربیت است . بسیاری از مسائلی که بعدها مورد توجه اولیا قرار می گیرد ، همچون سازگاری عاطفی ، میزان هوش و قدرت حافظه و یادگیری کودکان ، اساساً متأثر از این دوره حیات است ، دوره ای بسیار حساس و پراهمیت . سرعت رشد در دوران جنینی و بعد از تولد تا حدود 3 سالگی خیلی سریع است . همچنین در شش سال اول زندگی ، رشد دستگاه عصبی که شامل مغز و نخاع می باشد ، از سرعت بسیار محسوسی برخوردار است . یکی دیگر از ویژگی های بسیار مهم و بارز رشد دردوران جنینی ، تأثیر پذیری عاطفی – روانی جنین ، بخصوص بعد از 16 هفتگی است . به طور کلی جنین در حدود 4 ماهگی شباهت نسبتاً کاملی به آدمی پیدا می کند . از نظر قرآن نیز پس از آن که جنین شکل کامل خودش را یافت ، روح الهی در او دمیده می شود . در واقع با دمیدن روح در جنین ، تحول عظیمی در روند رشد آن ایجاد می گردد . در این زمان تأثیر گذاری بسیاری از محرکهای محیطی ، عوامل عاطفی و روانی بر جنین فوق العاده چشمگیر است . بنابراین زمانی که محرکهای عاطفی – روانی به خصوص حالات هیجانی ، رفتار و منش مادر ، علایق و رغبت ها و نگرش ها و طرز تفکر ، سخن گفتن و مطالعه و ... روی رشد جنین اثر می گذارد و در نتیجه مسئولیت مادر باردار بیشترمی گردد . مطالعات انجام شده بیانگر این حقیقت است که فرزندان گروهی از مادران بارداری که ماه های آخر بارداری کتاب خاصی را با علاقه مطالعه می کرده و یا به نوار موسیقی یا سرود خاصی بیشتر گوش می داده اند ، سال ها بعد از تولد ، به طور کاملاً طبیعی علاقه و شیفتگی خارق العاده ای به همان صداها یا کتاب ها از خود نشان می دهند .

در اسلام نیز توصیه شده است مادران باردار سخنان نیکو بر زبان آورده ، به کلام پاک و قرائت قرآن گوش فرا دهند و قرآن بخوانند ، همچنین به هنگام تولد نوزاد ، در گوش راست اواذان و در گوش چپ او اقامه بگویند . و این به دلیل تأثیر گذاری فوق العاده مهم صداها است . حال که صدا این قدر در تکوین شخصیت و سازش یافتگی کودک تأثیر بخش است ، پس چرا بهترین و کاملترین صداها یعنی صدای اذان را در دوران جنینی و پس از تولد به او هدیه نکنیم ؟ قطعاً سر دادن این سرود آزادگی و آشنا نمودن روح و روان کودک با کلمات توحید ، در منش و شخصیت کودک مؤثر واقع  می شود . ما باید تلاش کنیم تا آن جایی که برایمان مقدور است کودکان را در معرض زیباترین و پاکترین صداها قرار دهیم .

بعد از دوره ی جنینی ، حساس ترین مرحله از مراحل رشد و شکوفایی شخصیت ، به شش سال اول زندگی کودک مربوط می شود . کودکان در حدود یک سالگی قادر هستند بایستند و اولین کلمات را به زبان آورند ، در حدود دو سالگی راه رفته و اولین جملات را بیان می کنند . سرعت و وسعت رشد در دوره ی پیش دبستانی فوق العاده قابل توجه است . در این دوران شاهد رشد حسی و حرکتی ، رشد کلامی ، رشد اجتماعی و رشد ذهنی چشمگیری در کودکان هستیم . تحرک زیاد ، پیوندهای عاطفی ، ارتباطات کلامی ، کنجکاوی ، تخیل ، تقلید از الگوها و همانند سازی از بارزترین ویژگی های این دوره به شمار می آید . همچنین میل کودک به جلب توجه ، تحسین و تمجید دیگران به خصوص پدر و مادر بسیار مشهود است . در دوره ی پیش دبستانی ، تقلید به صورت بسیار جدی مطرح می باشد و کنجکاوی کودک توأم با رنگ عاطفی است و بالاخره بازی از فعالیت های عمده در دوره ی پیش دبستانی است و نقش بسیار مهمی در رشد عواطف و احساسات، توسعه ی مهارتهای حسی ، حرکتی و شناختی ، سلامت عمومی و بهداشت روانی کودک دارد . دنیای کودک ، دنیای بازی است .

بارزترین ویژگی کودک در هفت سال اول زندگی ، یعنی در سنین پیش از دبستان مهرپذیری است . در هفت سال دوم زندگی یعنی زمانی که از نظر ذهنی آمادگی شروع رسمی فعالیتهای آموزشی را پیدا می کند ، آموزش پذیری است و مهمترین ویژگی عاطفی و روانی در دوره ی بلوغ و نوجوانی یعنی هفت سال سوم ، مشورت پذیری است . به سخن دیگر در هفت سال اول ، نمو احساسات هیجان ها و پیوندهای عاطفی در کودکان بسیار مشهود است ، در هفت سال دوم که کودکان از رشد ذهنی و بلوغ اجتماعی بیشتری برخوردار می گردند ، از نظر ذهنی و روانی ، آمادگی پذیرش قیود تربیتی و یادگیری مفاهیم درسی را پیدا می کنند و در دوره ی بلوغ و نوجوانی که وارد مرحله ی نوینی از زندگی شده ، در دوره ی انتقال از دنیای کودکی به زندگی بزرگسالان بسر می برند و در اندیشه ی جدایی از دنیای کودکانه و رها شدن از روابط حاکم بر زندگی کودک هستند ، بر جسته ترین ویژگی آن ها آمادگی برای برقراری یک رابطه متقابل ، دوستانه و مشاورانه فی ما بین می باشد .