قرآن، كتاب جامع سعادت

خدای سبحان قرآن كریم را به عنوان «تبیان» همه چیز به انسانها شناسانده و در این باره می‏‌فرماید: 

«ونزلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شی‏ء وهدی ورحمة وبشری للمسلمین؛[1] یعنی هر چیزی كه در تأمین سعادت انسانها سهم مؤثر دارد، در این كتاب الهی بیان شده است و اگر انجام كاری سبب فراهم نمودن سعادت بشر است، در قرآن آمده و اگر ارتكاب عملی مایه شقاوت بشر می‏شود، پرهیز از آن به صورت دستوری لازم در آن تعبیه شده است. 

اشتمال قرآن بر همه معارف و اخلاق و اعمال الهی و انسانی به طور رمز یا ابهام یا معمّا و مانند آن، كه از قانون محاوره و اسلوب تعلیم و تربیت جداست نیست. بلكه به طور روشن بیان شده است خواه به نحو تفصیل و خواه به نحو اختصار؛ زیرا خدای سبحان از جامعیت قرآن نسبت به همه اصول اسلامی به عنوان «تبیان» یاد كرده است.

قرآن برای جهان آفرینش آغازی قایل است به نام «مبدأ» كه فیض خلقت ازآنجا شروع شده و انجامی به نام «معاد» كه نظام كیهانی كنونی به آن سمت می‏رود و مسیری به نام «صراط مستقیم» و «دین» كه با پیمودن این مسیر و راه صحیح باید به‏آن مقصد رسید. همه معارف دین در همین سه بخش مبدأ و معاد و راه آمده است.


امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) برای اینكه ما را به اهمیّت این سه بُعد فراگیر آگاه كند، طبق برخی از نقلهای مُرْسَل، فرموده: «رحم الله امرءً عرف من أیْن؟ وفی أیْن؟ وإلی أیْن؟» آن كس از رحمت خداوند برخوردار است كه «مبدأ»، یعنی توحید را بشناسد، «منتهی» یعنی معاد را بشناسد تا بداند به كجا حركت می‏كند و مسیری را كه در آن گام برمی‏دارد تشخیص دهد.

به بیان استاد، علّامه طباطبایی(رضوان الله علیه) آنچه كه صریحاً یا ظاهراً در قرآن كریم آمده چند دسته است:
الف ـ معارفی كه به اسما و صفات خداوند مربوط می‏شود، از قبیل حیات و علم و قدرت و سمع و بصر و توحید الهی و سایر اوصاف كمالی كه مربوط به ذات خداست.
ب ـ معارفی كه مربوط به افعال الهی است، مانند خلق و امر، اراده و مشیّت، هدایت، قضا و قدر، جبر و تفویض، رضا، سخط، كه مربوط به افعال خداست.
ج ـ معارف مربوط به واسطه‏های فیضی كه بین انسان و خدای متعال قرار گرفته است؛ مانند لوح، قلم، عرش، كرسی، بیت‏ معمور و امثال آن.
د ـ مباحث مربوط به شناخت انسان و تبیین حقیقت وی در جهان؛چه انسانِ‏ قبل از دنیا و چه انسانِ بعد از دنیا و چه انسانِ در دنیا. مباحثی كه در زمینه‏پیدایش انسان، معرفت انسان، معرفت اصول اجتماعی انسان، انسانهای‏كامل و نمونه و كمال انسان به نام نبوّت، رسالت، وحی، الهام،شریعت، نیز مطالبی كه بیان كننده آینده انسان به نام برزخ و معاد است ونیزمعارفی كه متعلّق به اخلاق، تهذیب و تربیت انسان و مقامات اولیای الهی‏است.

در مجموع، همه آنچه كه مربوط به سعادت بشر است در زمینه عقیده و اخلاق و عمل، در قرآن كریم آمده و قرآن تبیان همه این امور است و از آنجا كه عقیده، پایه اخلاق و عمل است. خدای سبحان عنایت خاصّی نسبت به آن فرموده و می‏توان گفت كه هیچ عقیده‏ای در عالم نیست كه قرآن كریم درباره آن سخن نگفته باشد؛ حق را تأیید و باطل را نفی كرده و این امر شامل همه عقائد گذشته و آینده می‏شود؛ زیرا مكاتب بشری خواه آنچه قبل از نزول قرآن كریم پدید آمده بود و خواه آنچه معاصر آن بود و خواه آنچه بعداً پدید آید، باید بر قرآن عرضه شود؛ این كتاب جامع الهی نیز درباره صحت و سقم آنها اظهار نظر كرده است.[2]

_________________________________________

[1] ـ سوره نحل، آیه 89. 

[2].جوادی آملی، کتاب قرآن در قرآن  
صفحه .222