ویژه نامه میلاد امام جواد (ع)
مناظره امام جواد عليه السلام با يحيى بن اكثم
از امام جواد عليه السلام مناظرات متعددى نقل شده (5) است كه به عنوان نمونه به يكى از آنها كه مختصر و مربوط به مسائل اعتقادى است اشاره مىشود، با تذكر اين نكته كه امام با حفظ تقيه، اين مناظره را انجام داده است .
بعد از آن كه مامون ام الفضل را به تزويج حضرت جواد عليه السلام در آورد، يحيى بن اكثم (يكى از علماى اهل سنت) با جماعت بسيارى نزد آن حضرت و مامون آمدند . يحيى عرض كرد: اى پسر رسول خدا! نظر شما درباره روايتى كه [در مدارك اهل سنت] نقل شده است كه «خداوند جبرئيل را فرستاد تا از پيامبر صلى الله عليه و آله بخواهد كه از ابابكر سؤال كند: آيا او از خداوند راضى هستيا نه؟ با اين كه خداوند از او راضى مىباشد» چيست؟
امام جواد عليه السلام فرمود: من منكر فضيلت ابابكر نيستم، ولى بر ناقل اين ستور لازم است كه طبق دستور پيامبر صلى الله عليه و آله عمل كند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حجة الوداع فرمود: «بعد از من جاعلان حديث فراوان مى شوند، لذا بايد احاديث را بر قرآن و احاديث عرضه كنيد; هر حديثى كه موافق قرآن و سنت من باشد به آن عمل كنيد و اگر مخالف آن دو بود، بدان عمل نشود .»
اين خبر موافق با قرآن نيست، زيرا خداوند مى فرمايد: «ما انسان را آفريديم و وسوسه هاى نفس او را مى دانيم و ما از رگ قلبش به او نزديك تريم . (6) » آن گاه چگونه مى شود خداوند از رضايت و غضب ابابكر نسبت به خود بى خبر باشد، تا نياز به سؤال داشته باشد؟ اين عقلا محال است .
يحيى گفت: روايت شده كه ابابكر و عمر در زمين مانند جبرئيل و ميكائيل در آسمان مىباشند؟
حضرت فرمود: در اين حديث هم بايد دقت نمود، چرا كه آن دو فرشته از فرشتگان مقرب بوده، لحظه اى از طاعتخدا جدا نشدند و هرگز خدا را معصيت نكردند، و حال آن كه آن دو مشرك بودند، بعد مسلمان شدند و اكثر عمر خود را در شرك به سر بردند، آن گاه چگونه مى توانند همسان جبرئيل و ميكائيل باشند؟
يحيى گفت: در روايات آمده كه آن دو (ابابكر و عمر)، پير مردان اهل بهشت مى باشند، در اين زمينه چه مى گوئيد؟
حضرت فرمود: اين هم محال است، چون بهشتى ها همه جوانند و در آن جا پيرمردى وجود ندارد . اين روايت را بنى اميه در مقابله با آن روايتى كه مىگويد: «حسن و حسين آقاى جوانان بهشتى مى باشند» ، ساختند .
يحيى گفت: نقل شده كه عمر چراغ اهل بهشت است .
حضرت فرمود: اين هم محال است، چرا كه در بهشت فرشتگان مقرب، پيامبران، آدم و محمد صلى الله عليه و آله حضور دارند . چگونه بهشت با نور آنها روشن نشده كه نياز به نور عمر باشد؟!
يحيى گفت: نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر من مبعوث نمى شدم، عمر به جاى من مبعوث مىشد .
حضرت فرمود: قرآن راستگوتر از اين حديث است، آن جا كه مى فرمايد: «و هنگامى كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و ما از همه آنان پيمان محكمى گرفتيم . (7) » آن گاه چگونه پيمان خداوند عوض مى شود؟ [از اين گذشته] پيامبران يك چشم به هم زدن مشرك نشدند، چگونه كسى به رسالت مبعوث مىشود در حالى كه اكثر عمر خود را در شرك به سر برده است؟ !
يحيى گفت: در روايت آمده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر عذاب نازل شود، جز عمر كسى از آن رهايى نمىيابد .
حضرت فرمود: اين هم محال است، چرا كه خداوند مى فرمايد: «خداوند تا تو (پيامبر) در ميان آنها باشى، آنها را عذاب نخواهد كرد و مادامى كه به درگاه خدا توبه و استغفار كنند، [باز هم] آنها را عذاب نخواهد كرد . (8) » مى بينيد كه براى نزول عذاب دو مانع ذكر شده است و لا غير;
1- وجود مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله در بين مردم .
2- توبه و استغفار مردم (9) .
انجام چنين مناظره اى و پيروزى امام جواد عليه السلام چند پيامد مثبت داشت:
1- با توجه به اينكه امام جواد عليه السلام در خردسالى به امامت رسيد، عباسيان فكر مى كردند او از نظر علمى ناتوان است و از اين رو با ترتيب چنين مناظراتى سعى مىكردند شخصيت او را خورد كنند . پيروزى امام در مناظره با پاسخ هاى قاطع و روشنگر، هر گونه شك و ترديد را در مورد پيشوايى او و نيز اصل امامت از بين برد .
2- اين مناظره خط بطلانى بر بسيارى از احاديث جعلى كشيد . احاديثى كه به دستور حاكمان غاصب و براى تثبيت حكومت غصبى آنان توسط عده اى انسان خود فروخته جعل شده و موجب انحراف در امت اسلامى بود .
سيد جواد حسينى
____________________________________________
1) ر . ك: طبرسى، اعلام الورى، (تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سوم) ص344، بعضى ولادت آن حضرت را در ماه مبارك رمضان سال 195 مىدانند . ر . ك: شيخ مفيد، الارشاد، (قم، مكتبة بصيرتى) ص316 .
2) محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، (مكتبة الاسلامية)، ج50، ص15 .
3) الصواعق المحرقه، (قاهره، مكتبة القاهره، چاپ دوم، 1385 ه . ق)، ص205 .
4) شبلنجى، نور الابصار، (قاهره، مكتبة المشهد الحسينى)، ص161 .
5) احمد طبرسى، الاحتجاج، (قم، انتشارات اسوه، چاپ اول، 1413)، ج2، ص481 .
6) ولقد خلقنا الانسان ونعلم ما توسوس به نفسه ونحن اقرب اليه من حبل الوريد» .
7) احزاب/7، «واذ اخذنا من النبيين ميثاقهم ومنك ومن نوح وابراهيم وموسى وعيسى ابن مريم واخذنا منهم ميثاقا غليظا» .
8) انفال/33 .
9) احتجاج، (پيشين)، ج2، ص477- 480 .
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.