شاخه نباتهايي که نبايد خورد

لذت‏هاي حرام را به شاخه نبات تشبيه مي‏کند
و مي‏گويد من به آنها هيچ نزديک نشدم،
مثلاً داشتم از کوچه مي‏رفتم چشم کسي هم در پي من نبود
و مي‏توانستم به ناموس مردم نظر کنم
و شيرين هم بود، اما دندان به جگر گذاشته و از اين شيريني
چشم دوختم، يا در محفلي همه گرد هم بودند، کافي بود کسي را
به باد مسخره گرفته و همه را بخندانم، که البته شيرين هم است.
اما صبر کردم و هيچ نگفتم، و خداوند به پاداش اين‏همه صبر
سخنم را شيرين کرد، يعني از شيريني کم گذشتم
و شيريني بيشتر و ماندگار‏تر به من ارزاني فرمود.

مولوي هم همين تجربه را داشت
او هم نصيحت مي‏کرد و مي‏گفت:

گر سخن خواهي که گويي چون شکر
صبر کن از حرص و اين حلوا مخور