یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

وقتی که چشمه ‏ای گوارا می‏جوشد و آب زلال آن حتی در یک جوی پاک
جاری شده و به پیش می‏رود سرانجام رنگ، طعم و بوی آن تغییر کرده و دیگر زلالی
و طعم آب چشمه را ندارد، اما همین آب اگر در یک جام پاک قرار گیرد
دیگر هیچ گونه تغییر و تفاوتی در آن اتفاق نمی‏ افتد.

و پیامبر صلی‏ الله علیه و اله وسلم، جام بود:


بهره نیابی ز شوق مشرب مستان
تا نچشی جرعه ‏ای ز جام محمد

پس کتاب او دقیقاً همان کتاب و کلام خداست بی‏ آنکه
حتی کلمه ‏ای زیاد و کم شده و یا جابجا شده باشد.


این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

و این درست برعکس پیامبران دیگر و کتاب‏های آسمانی ایشان است.

پیامبران دیگر جملگی همچون جوی بودند پس کتاب و کلمات آنها اگر چه
ریشه در وحی داشت اما ساخته و پرداخته خود آنها بود،
درست مثل ابر که دریا نیست اما بر آمده از دریاست،
حال آنکه این کتاب یعنی قرآن کریم خود دریاست:


امر قل زین آمدش کای راستین
کم نخواهد شد بگو دریاست این

و یک شاهد زیبا بر اینکه پیامبر صلی ‏الله علیه وآله و سلم جام بود
و نه جوی، و اینکه قرآن کتاب و کلمات خداست و نه پیامبر،
همین واژه «قل» در آغاز پاره ‏ای از سوره‏ ها
مثل سوره توحید است.

برای توضیح بیشتر می‏گویم:
وقتی کسی به شما می‏گوید:
بگو خدا یکتاست. شما می‏گویید: خدا یکتاست،
یعنی دیگر واژه «بگو» را بکار نمی‏ برید.

اما این پیامبر نازنین صلی الله علیه وآله وسلم
حتی واژه «بگو» را هم از قلم نیانداخته
یعنی بجای آنکه بگوید:

هو الله احد، می‏گوید: قل هو الله احد،
و این خود گواه روشنی است که پیامبر
صلی‏ الله علیه وآله وسلم
جام است و نه جوی.

زهی شراب و زهی ساغر و زهی ساقی
که جان‏ها و روان‏ها نثار باد نثار

صحابیان که برهنه به پیش تیغ شدند

خراب و مست بدند از محمد مختار

غلط، محمد ساقی نبود جامی بود

پر از شراب و خدا بود ساقی ابرار