1. ۱. مباهله

«مباهله» يعنى چه؟ آيه مباهله، نام سوره، علت اين كه آيه را مباهله ناميده اند بيان كنيد.

«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اَهل) به معناى «رها كردن» و «قيد و بند را از چيزى برداشتن» است و به همين جهت هنگامى كه حيوانى را به حال خود واگذارند و پستان آن را در كيسه قرار ندهند، تا نوزادش بتواند به آزادى شير بنوشد، به آن «باهل» مى گويند و «ابتهال» در دعا به معناى تضرّع و واگذارى كار به خدا است و اگر گاهى آن را به معناى «هلاكت و لعن و دورى از خدا» گرفته اند، نيز به خاطر اين است كه رها كردن و واگذار نمودن بنده به حال خود، اين نتايج را به همراه دارد.[52]

آيه مباهله، در سوره آل عمران، آيه 61 آمده است. مفسران گفته اند: اين آيه، درباره هيئت نجرانى و همراهان آنها نازل شده است كه پيامبر، آنها را به مباهله دعوت كرد. آنها تا فرداى آن روز از حضرت مهلت خواستند و پس از مراجعه به شخصيت هاى نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت: شما فردا به محمد نگاه كنيد. اگر با فرزندان و خانواده اش براى مباهله آمده بود، از مباهله با او بترسيد و اگر با يارانش آمد، با او مباهله كنيد. فرداى آن روز، پيامبر آمد، در حالى كه دست على بن ابى طالب را گرفته و حسن و حسين(ع)پيش روى او راه مى رفتند و فاطمه(س)پشت سرش بود. نصارى نيز بيرون آمدند، در حالى كه اسقف آنها پيشاپيش آنان قرار داشت. اسقف، درباره همراهان پيامبر سؤال كرد. به او گفتند: اين پسر عمو و داماد او و محبوب ترين خلق خدا نزد اوست و اين دو پسر، فرزندان دختر او از على(ع)هستند و آن بانوى جوان، دخترش فاطمه است كه عزيزترين مردم نزد او و نزديك ترين افراد به قلب اوست ... . اسقف گفت: من مردى را مى بينم كه در مباهله با كمال جرأت اقدام مى كند و گمان مى كنم راست گو باشد كه در اين صورت، به خدا، يك سال بر ما نخواهد گذشت، درحالى كه در تمام دنيا، يك نصرانى وجود نداشته باشد كه آب بنوشد، و عرض كرد: اى ابوالقاسم ! ما با تو مباهله نمى كنيم، بلكه مصالحه مى نماييم و پيامبر(ص) با آنها مصالحه كرد.[53]

 

________________________________________

[1] بقره، آيه 119.

[2] نساء، آيه 79.

[3] رعد، آيه 30.

[4] احزاب، آيه 45.

[5] فاطر، آيه 24.

[6] هم چنين ر.ك: (نساء، آيه 80)، (اسراء، آيه 54، 105)، (انبيا، آيه 107)، (فرقان، آيه 56)، (سبأ، آيه 28)، (شورى، آيه 48)، (بقره، آيه 147)، (انعام، آيه 37)، (توبه، آيه 33، 128، 129)، (صف، آيه 6)، (حجر، آيه 89، 90، 91)، (نحل، آيه 44، 89، 123); جهت اطلاع بيشتر ر.ك: خليل الله صبرى، طبقات آيات، ص 51 ـ 125.

[7] آل عمران، آيه 164.

[8] ر.ك: بحارالانوار، ج 18، ص 221; سيد مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، مدخل بعثت پيغمبر اسلام; حيوة القلوب، ج 2 و براى آگاهى بيشتر از چگونگى و فلسفه بعثت ر.ك: پيام قرآن، ج 7، ص 18ـ53.

[9] نيز بنگريد آيات 49 آل عمران، 73 و 132 و 133 اعراف، 28 هود و ... .

[10] ر.ك: آيات 29 تا 32 و آيه 36 سوره طه.

[11] براى آگاهى بيشتر ر.ك: جعفر سبحانى، الهيات و معارف اسلامى، ص 207 ـ 217 / پيام قرآن، ج 7، ص 263ـ315.

[12] ر.ك: الميزان، ج 19، ص 57 ـ 62.

[13] ر.ك: همان، ج 13، ص 32; همان و فضل طبرسى، مجمع البيان، ج 6، ص 609.

[14] اسراء، آيه 88.

[15] حجر، آيه 95.

[16] انفال، آيه 43 و 44.

[17] انفال، آيه 9.

[18] ر.ك: تفسير نمونه، ج 7، ص 103 ـ 109 و 187 ـ 192.

[19] قمر، آيه 1 ـ 3.

[20] ر.ك: ناصر مكارم شيرازى، پيام قرآن، ج 8، ص 317 ـ 327; الميزان و تفسير نمونه، ذيل آيات 1 ـ 3 سوره قمر.

[21] شيخ الطوسى، تفسير تبيان، ج 6، ص 446.

[22] فضل طبرسى، تفسير مجمع البيان، ج 9، ص 261.

[23] بحارالانوار، ج 18، ص 289.

[24] طبرى، تفسير طبرى، ج 8، ص 16.

[25] ابى حيّان اندلسى، النهر الماد من البحر المحيط، ج 3، ص 538.

[26] ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، ج 3، ص 25.

[27] تفسير بيضاوى، ج 2، ص 291.

[28] تفسير كبير، ج 19 و 20 و 21، ص 296.

[29] سيد قطب، تفسير فى ظلال القرآن، ج 5، ص 302.

[30] تفسير مراغى، ج 13، ص 32.

[31] الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، ج 13، ص 40.

[32] محمد بن حسن شيبانى، نهج البيان عن كشف معانى القرآن، ج 3، ص 221.

[33] عبدالله جوادى، تفسير موضوعى، ج 9، ص 71.

[34] تفسير نمونه، ج 12، ص 15.

[35] ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، همان.

[36] تفسير بيضاوى، ج 2، ص 291.

[37] نمل، آيه 40 و نيز ر.ك: تفسير نمونه، همان.

[38] تفسير بيضاوى، همان.

[39] نجم، آيه 13و14.

[40] نجم، آيه 8و9.

[41] نجم، آيه 8ـ9.

[42] ر.ك: عبد على عروسى حويزى، نورالثقلين، ج 4، ص 116ـ152 و الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، ج 13، ص 10ـ57.

[43] محسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 3، ص 177.

[44] بقره، آيه 117.

[45] بقره، آيه 20.

[46] ر.ك: الميزان، ج 13، ص 24ـ34.

[47] محمد محمدى اشتهاردى، سيماى معراج پيامبر(ص) و آن از تفسير برهان، ج 2، ص 400.

[48] نساء، آيه 158.

[49] نجم، آيه 13ـ18.

[50] براى آگاهى بيشتر ر.ك: تفسير نمونه، ج 22، ص 495ـ512.

[51] در اين زمينه، ر.ك: الميزان، ج 13، ابتداى سوره اسراء; حيوة القلوب،و محمد محمدى اشتهاردى، ج 2، سيماى معراج پيامبر(ص).

[52] ر.ك: تفسير نمونه، ج 2، ص 437 ـ 438 و راغب، مفردات، واژه «بهل».

[53] تفسير نمونه، ج 2، ص 578 و 579.