مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد / پیک شادی ز بر حضرت جانان آمد
مژده ای دل که برای دل غمدیده ما / هدهد خوش خبر از نزد سلیمان آمد
خیز ای دل تو بیارای کنون بزم طرب / که دگر موسم اندوه به پایان آمد
مطربا نغمه نو ساز کن و پای بکوب / که به ما مژده وصل شه خوبان آمد
ساقیا باده بده خود بنما سرمستم / زان می‌ای کو به تن خسته ما جان آمد
ظلمت و تیرگی شام الم رفت کنون / روز شادی شد و خورشید فروزان آمد
غنچه‌ی دهر در این روز بخندید دگر / که به بستان علی نوگل خندان آمد
عطر پاشید به بستان که همه عطرآگین / سمن و یاسمن و سنبل و ریحان آمد
بلبل از لب به ترنم بگشاید نه عجب / که به گلذار نبی بلبل خوش خوان آمد
گوهری از صدف بحر کرم گشت عیان / که به توصیف رخش لولو مرجان آمد
نور حق جلوه به برج شرف زهرا کرد / بین به این نور که این گونه درخشان آمد
وه چه روزی است مبارک ز قدوم شه دین / موسم مغفرت و رحمت یزدان آمد
روز فرخنده میلاد حسین ابن علی(ع) / مژده‌ی خامُشی آتش نیران آمد
باعث کون و مکان منشاء ایجاد حسین / که وجودش به جهان مفخر انسان آمد
مظهر ذات خدا سبط رسول دو سرا / نور چشمان علی آن شه مردان آمد
حیف و صد حیف که در واقعه کرب و بلا / بر تن خسته او ظلم فراوان آمد
بر سر عهد و وفا در ره معشوق نگر / خود فدا کرد که سالار شهید آن آمد
ای غلامان اگرت بار گنه سنگین شد / غم مخور چونکه حسین شافع عصیان آمد

***************

ای آبشار چشم غزل یا اباالعطش / وی اعتبار صبح ازل یا اباالعطش
نو شانده ای به لشكر خود روز تشنگی / شیرین تر از شراب عسل یا اباالعطش
حبَ تو هم پیاله ی حبَ خدا حسین / ای تشنه ات تمام ملل یا اباالعطش
شش ماهه ی تو ساقی آب حیات شد / وقتی چشید طعم بغل یا اباالعطش
طفل رضیع سخت تر از ذوالفقار شد / وقتی رسید روز عمل یا ابا العطش
سقَای تو به تیغ امان نامه كشته شد / این شرم داشت هُرم اجل یا ابالعطش
آخر به روی ماه امان نامه می زنند؟ / ماه حرم کجا و دغل یا ابالعطش
ای اكبرت پیمبر اعظم به كربلا / احمد نداشت این همه یل یا اباالعطش
گر زینب تو آینه ی فاطمی نبود / بودی تو بی شبیه و بدل یا اباالعطش
بی پنج تن مباهله ات با صفا نبود / آورده ای مثل به مثل یا اباالعطش
این كوفیان همان سپه نهروانی اند / دارند بغض روز جمل یا اباالعطش یا ایها الشهید (ع)
ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی / در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی
ای العطش ترانه ی قبل از ولادتت / مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی
ای تشنه! شیر مادرت از غصه خشك شد / از بس كه بود صوت تو سوزان خوش آمدی
گریه مكن كه كشته اشك خدا شدی / خون خدا ! به جمع شهیدان خوش آمدی
اشك تو از تلاطم دریاست بیشتر / ای آشنای ابر بهاران خوش آمدی
میلت لبن زدست پیمبر مكیدن است ؟ / ای جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدی
اینجا مدینه است سر آغاز كربلا / شش ماهه ! آمدی ؟ چه شتابان ؟ خوش آمدی

***************

نوری به نسل ساقی کوثر اضافه شد / ماهی به روی دامن مادر اضافه شد
مولودی آمدونمک نان خلق شد / بررزق سفره ها دوبرابر اضافه شد
وقتی که پابروی زمین زد خدای عشق / ازاین به بعدواژه نوکراضافه شد
امروزباولادت ارباب یک نفر / برشافعان عرصه محشر اضافه شد
ازمعجزات نور وجودحسین بود / بربالهای فطرس اگر پراضافه شد
بادیدن حسین حسن افتخار کرد / برمیوه های قلب پیمبر اضافه شد
این شد که مابه نان و نوایی رسیده ایم / ازبرکت حسین به جایی رسیده ایم

***************

به دست باد صبا زلف خود رها کردی / به تاب گیسوی پرچین خود چه ها کردی
چه شور و ولوله ای شد به دور گهواره / همینکه پلک زدی چشم خود تو واکردی
به ناز و غمزه ربودی دل از دل زهرا / به یک کرشمه خودت را چگونه جا کردی
قیامتی شده برپا درون بیت علی / ز ره نیامده تو محشری بپا کردی
تو آمدی و به همراه خود چه آوردی / محیط دور و برت را پر از صفا کردی
دخیل بسته ام امشب به بند قنداقت / چو فطرسی که پرش را شما عطا کردی
تویی که با نگه پر ز لطف خود ارباب / مس وجود مرا همچنان طلا کردی
تویی که عادت احسان به دیگران داری / هزار حاجت ناگفته را روا کردی
چه گویم از کرم تو که با بدان خوبی / برای عبد گنهکار هم دعا کردی
مرا چراغ هدایت نشان ره دادی / غریبه بوده ام و با خود آشنا کردی
پیمبران همه راه خدا نشان دادند / مرا فقط و فقط تو،تو با خدا کردی
اگر نشسته ام اینجا،اگر که هستم من / برای نوکری خود مرا جدا کردی